الشيخ حسين المظاهري
225
جهاد با نفس (فارسى)
خير و خوشى نصيبش شود ، سركشى و طغيان كرده و خودش را گم مىكند . علت عدم ثبات او نداشتن شرح صدر و سعهصدر است ، زيرا كسى كه دريا دل نباشد ، مانند حوض كوچكى مىماند كه خيلى زود دستخوش حوادث مىشود و ثبات ندارد ؛ اگر مشكلى برايش پيش آيد ، نمىتواند صبر كند و چون نمىتواند صبر كند ، سبب ناراحتى خود و ديگران مىشود و چون ظرفيت ندارد ، خود را به انواع گناهها از قبيل غيبت ، تهمت ، نمامى و سخنچينى و فحش آلوده مىكند و زبانش كنترل خود را از دست مىدهد و كمكم گفتارش كفرآميز مىشود و به خدا ايراد و انتقاد مىكند . از طرف ديگر ، اگر آدم سبكسر وضعيت خوبى داشته باشد . همسر و بچهء خوبى داشته باشد ، خانه مرفهى خدا به او بدهد ، قرآن شريف مىفرمايد : « و اذامسه الخير منوعا » ، اين شخص چون ظرفيت ندارد ، خود را گم مىكند ، به طورى كه اگر مقام كوچكى پيدا كند ، ديگر جواب سلام را نمىدهد ، از پست و مقامش سوء استفاده مىكند . اين از مصيبتهاى جامعه است كه كسانى كه « سعه صدر » ندارند ، داراى پست و مقامى مىشوند ، در اين صورت به شكلهاى مختلف باعث آزار ديگران مىشوند . و اما اگر انسان و زين و با ظرفيتى شد ، تمام مشكلات را با متانت مىپذيرد و به حل آن مىپردازد و به جايى مىرسد كه هر خوبى و بدى را از جانب خدا مىداند ، ديگر جز خدا هيچ نمىبيند ؛ اگر علم و مقامى دارد ، آن را از خدا دانسته و خود را هيچ كاره